وقتی به اقیانوس رسیدند، کیپلینگ با مامان خداحافظی کرد. مامان داد زد:« زود برمیگردم خانه!» عشق مادر هیچوقت از ما دور نمیشود. پنگوئن کوچولوی قصهی ما خیلی غمگین است. موقع شام شده اما هنوز مامانش از سفر برنگشته، او حتی برای خوابیدن هم برنمیگردد. پنگوئن با بالش مامان و عکس مامان بازی میکند، اما آنها هیچکدام مثل مامان خودش نیستند. او سنگهای آرزویش را میچیند و آرزو میکند مادرش برگردد.
قرار است مادر پنگوئن کوچک داستان ما، مدتی به سفری دور برود. مطمئنا دل پنگوئن کوچولو برای او تنگ خواهد شد و شاید اوقات او کمی تلخ شود. باید دید که او چگونه می تواند از پس دل تنگی های خود بر آید و مدام بهانه گیری نکند.
یک روز بطور ناگهانی پنگوئن کوچولو هدیه ای از طرف مادرش در یافت می کند:
عشق من به تو در سراسر اقیانوس گسترده است ،
در طول شبانه روز ،
از زمین به آسمان
پنگوئن می داند که مادر هرجا باشد ، او را دوست دارند. به زودی ، مامان به خانه می آید ، و پنگوئن در آغوش او می خوابد.
این قصهی سرشار از احساس به کودکان میآموزد که دوری پدر و مادر، از عشق و علاقهی آنها به فرزنداشان کم نمیکند بلکه همیشه عشق و محبتشان در قلب بچهها وجود دارد. کتاب حاضر با بیانی دلنشین و تصاویری دوستداشتنی، با اضطراب جدایی بین کودکان و والدین مقابله میکند


7 روز ضمانت بازگشت کالا
پشتیبانی 24 ساعته
ضمانت اصالت کالا
ارسال سریع کالا
پرداخت آنلاین امن

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.