آلفرد کوچولو توی دلش راز بدی دارد، رازی که هیچوقتِ هیچوقت نباید نگهش داشت. ولی آلفرد کوچولوی بیچاره این راز را به چه کسی میتواند بگوید؟ به چه کسی میتواند اعتماد کند؟ از نگرانی همینطور دلش پیچ میخورد و پیچ میخورد. او میداند که بعضی رازها را اصلاً نباید نگه داشت، رازهایی که باعث میشوند آدم احساس بدی پیدا کند و راحت نباشد. ولی اگر آن را به کسی بگوید، مادرش از کار بیکار میشود و آنوقت دیگر پولی ندارند تا با آن زندگی کنند. او نمیخواهد مقصر چنین وضعیتی شود. اما آلفرد بالاخره با حمایت مادرش شجاعت پیدا میکند و تصمیم میگیرد حقیقت را فاش کند. داستانی دربارهی تربیت جنسی و حریم خصوصی کودکان و تلاشی برای تقویت قدرتِ «نه گفتن» در آنها.


7 روز ضمانت بازگشت کالا
پشتیبانی 24 ساعته
ضمانت اصالت کالا
ارسال سریع کالا
پرداخت آنلاین امن

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.